سفارش تبلیغ
صبا ویژن
رامین - مهدی (عج)

شفاى پسر بچه فلج

سه شنبه 86 اردیبهشت 4 ساعت 8:32 عصر

شفاى پسر بچه فلج  

 

نیمه شعبان (1421)

یکى از اعضاى هیئت امناى مسجد مقدّس جمکران، که بیش

از بیست سال است که توفیق خدمت به این مسجد را دارد،

چنین نقل مى کند:

«دقیقاً خاطرم نیست که سال 51 بود یا 52. شب جمعه اى

بود و من طبق معمول به مسجد مشرف شده بودم. جلوى

ایوان مسجد قدیمى، کنار مرحوم حاج ابوالقاسم ـ

کارمند مسجد که داخل دکه مخصوص جمع آورى هدایا بود ـ

نشسته بودم. نماز مغرب و عشا تمام شده بود و جمعیت

کم و بیش مشرف مى شدند. ناگهان خانمى جلو آمد در

حالى که دست دختر 12 ساله اش را گرفته بود و پسر بچه

9 ساله اى را هم در بغل داشت. نگاهى کردم و گفتم:

بفرمایید! امرى داشتید؟

زن سلام کرد و بدون هیچ مقدمه اى گفت: من نذر کرده

ام که اگر امام زمان(علیه السلام) امشب بچه ام را

شفا دهد، پنج هزار تومان بدهم. حالا اول مى خواهم

هزار تومان بدهم.

پرسیدم: آمدى که امتحان کنى؟

گفت: پس چه کنم؟

بلافاصله گفتم: نقدى معامله کن; با قاطعیت بگو این

پنج هزار تومان را مى دهم و شفاى بچه ام را مى

خواهم!

کمى فکر کرد و گفت: خیلى خب، قبوله. و بعد پنج هزار

تومان را داد; قبض را گرفت و رفت.

آخر شب بود و من قضیه را به کلّى فراموش کرده بودم.

خانمى را دیدم که دست پسر بچه و دخترش را گرفته بود

و به طرف دکّه مى آمد. به نظرم رسید که قبلا دختر

بچه را دیده ام، ولى چیزى یادم نیامد. زن شروع به

دعا کردن نمود و تکرار مى کرد و مى گفت: حاج آقا!

خدا به شما طول عمر بدهد! خدا ان شاءاللّه به شما

توفیق بدهد!

پرسیدم: چى شده خانم؟

گفت: این بچه همان بچه اى است که وقتى اول شب

خدمتتان آمدم بغلم بود. و بعد پاهاى کودک را نشان

داد. کاملا خوب شده بود و آثارى از ضعف یا فلج در

پسرک نبود.

زن سفارش کرد که شما را به خدا کسى نفهمد. گفتم:

خانم! این اتفاقات براى ما غیر منتظره نیست. تقریباً

همیشه از این جور معجزه ها را مى بینیم.

گفت: هفته دیگر ان شاءاللّه با پدرش مى آییم و

گوسفندى هم مى آوریم. هفته بعد که آمدند، گوسفندى را

ذبح کردند و خیلى اظهار تشکر نمودند. بچه را که

دیدم، او را بغل کردم و بوسیدم.


نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


اسامى و القاب حضرت مهدى(عج)

پنج شنبه 86 فروردین 30 ساعت 11:10 عصر

مرحوم ثقة الاسلام نورى در بیان اسماء شریفه امام عصر (علیه السلام)، با استناد به آیات و روایات و کتب آسمانى پیشین و تعبیرات راویان و تاریخ نگاران تعداد یکصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(علیه السلام)ذکر مىکند و مدّعى است که در این مقام، از استنباطهاى شخصى و استحسانهاى غیر قطعى خوددارى نموده است که در غیر این صورت چندین برابر این اسماء و القاب، قابل استخراج از کتب مختلفه بود. که از آن جمله است:

محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شرید صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .( [40] )

کنیههاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم کنیه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح که مرحوم نورى ابو ابراهیم، ابوالحسن و ابوتراب را نیز از کنیههاى ایشان شمرده است.

در اینجا به ذکر پارهاى عناوین و صفات که در ضمن زیارتهاى مختلفه و ادعیه مربوط به حضرت مهدى (علیه السلام) مورد تصریح قرار گرفته است اشاره داریم، با این امید که دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را که غالباً از لسان معصومین(علیهم السلام) در ضمن این دعاها و زیارتها براى امام دوازدهم(علیه السلام)بر شمرده شده براىمان روشنتر سازد.

قابل ذکر اینکه تمام این عناوین و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(علیه السلام)وارد گردیده، اگرچه بسیارى از آنها در مورد سایر امامان بزرگوار اسلام(علیهم السلام)نیز مىتواند مصداق داشته باشد.

دیگر اینکه، آنچه ذکر مىشود نه به ادّعاى اسم یا لقب آن حضرت، بلکه به عنوان بهرهورى از تعابیر موجود در نصوص زیارت و دعاست، اعم از اینکه واژهاى مفرد یا جملهاى توصیفى باشد.

بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.

خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.

وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولیاى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مىکنند.

داعى اللّه: دعوت کننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.

سبیل اللّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاکت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مىکنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان.

عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.

خاتم الاوصیاء: پایان بخش سلسله امامت، آخرین جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم).

علم الهدى: پرچم هدایت، رایت همیشه افراشته در راه اللّه، نشان مسیر حقیقت.

سفینة النّجاة: کشتى نجات، وسیله رهایى از غرقاب ضلالت، سفینه رستگارى.

عین الحیوة: چشمه زندگى، منبع حیات حقیقى.

القائم المنتظر: قیام کننده مورد انتظار، انقلابى بىنظیرى که همه صالحان چشم انتظار قیام جهانى اویند.

العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السیف الشاهر: شمشیر کشیده حق، شمشیر از نیام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سیاه فتنه و جور.

شمس الظلاّم: خورشید آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمین.

ربیع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شکوفایى انسان، فصل اعتدال خلایق.

نضرة الأیّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاریخ.

الدین المأثور: تجسّم دین، تجسید آیین بر جاى مانده از آثار پیامبران، خودِ دین، کیان آیین، روح مذهب.

الکتاب المسطور: قرآن مجسّم، کتاب نوشته شده با قلم تکوین، معجزه پیامبر در هیئت بشرى.

صاحب الأمر: دارنده ولایت امر الهى، صاحب فرمان و اختیاردار شریعت.

صاحب الزمان: اختیار دارِ زمانه، فرمانده کل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض: تطهیر کننده زمین که مسجد خداست، از بین برنده پلیدى و ناپاکى از بسیط خاک.

ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گیتى.

مهدى الامم: هدایتگر همه امّتها، راه یافته راهنماى همه طوایف بشریت.

جامع الکَلِم: گردآورنده همه کلمهها بر اساس کلمه توحید، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه: یاریگر حقِ خدا، یاورِ حقیقت.

دلیل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه: قیام کننده به دستور الهى، بر انگیخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غیر خدا به امر خدا.

محیى المؤمنین: احیاگر مؤمنان، حیاتبخش دلهاى اهل ایمان.

مبیر الکافرین: نابود کننده کافران، درهم شکننده کاخ کفر، هلاک کننده کفار.

معزّ المؤمنین: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ایمان.

مذلّ الکافرین: خوار کننده کافران، درهم شکننده جبروتِ کفر پیشگان.

منجى المستضعفین: نجات دهنده مستضعفان، رهایى بخش استضعاف کشیدگان.

سیف اللّه الّذى لاینبو: شمشیر قهر خدا که کندى نپذیرد.

میثاق اللّه الّذى أخذه: پیمان بندگى خدا که از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مرکز پیدایش زمان.

ناموس العصر: نگهدارنده زمان، کیان هستى دوران.

کلمة اللّه التامه: کلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

تالى کتاب اللّه: تلاوت کننده کتاب خدا، قارى آیات کریمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پیمان تخلّف ناپذیر الهى.

رحمة اللّه الواسعة: رحمت بىپایان خدا، لطف و رحمت بىکرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمین: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبویّه: گنجینه دانشهاى پیامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدین: نظام بخش دین.

یعسوب المتقین: پیشواى متقین.

معزّ الاولیاء: عزت بخش یاران.

مذلّ الأعداء: خوار کننده دشمنان.

وارث الانبیاء: میراث بر پیامبران.

نور ابصار الورى: نور دیدگان خلایق.

الوتر الموتور: خونخواه شهیدان.

کاشف البلوى: بر طرف کننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه: مهیّا شده براى ریشه کن کردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بین بردن کژیها و نادرستىها.

المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف کردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجدید الفرائض و السنن: ذخیره شده براى تجدید واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحیاء الکتاب وحدوده: مورد امید براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الکلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بین الأرض و السماء: واسطه بین آسمان و زمین، کانال رحمت حق بر خلق.

صاحب یوم الفتح و ناشررایة الهدى: صاحب روز پیروزى و بر افرازنده پرچم هدایت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضایت و درستکارى.

الطالب بدم المقتول بکربلا: خونخواه شهید کربلا.

المنصور على من اعتدى علیه وافترى: یارى شده علیه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى یجاب اذا دعى: پریشان و درماندهاى که چون دعا کند دعایش مستجاب شود.


نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


زندگی نوستر آداموس

چهارشنبه 86 فروردین 29 ساعت 5:55 عصر
هنگامى که پل ترنر Paul) (Turner تهیه کننده معروف استرالیایى در طى برنامه‏اى ماهواره‏اى تحت عنوان: نوستر آداموس: مردى که فردا را پیش‏بینى مى‏کند. خطر روزافزون ایران وانقلاب اسلامى ایران براى غرب و تمدن غربى مطرح کرد و در طى این برنامه تمام آنچه را که نوسترآداموس در بیش از 390 سال پیش از آن تاریخ »آگوست 1989م« پیشگوئى کرده بود منتسب به ایران کرد؛ هیچ سیاستمدارى حرف وى را چندان جدى نگرفت؛ چرا که موقعیت ایران در سال 1989، نه تنها به هیچ وجه مناسب نبود؛ بلکه به واسطه جنگ تحمیلى و عواقب ناشى از آن و تحریمهاى شدید اقتصادى بسیار شکننده و حساس بود. لیکن پس از به واقعیت پیوستن واقعه یازدهم سپتامبر در آمریکا که اتفاقاً در فیلم به صراحت به آن اشاره مى‏شود (وقوع دو انفجار مهیب و عظیم در New City) همگان شگفت‏زده و نگران شدند؛ به نحوى که رئیس‏جمهور نه چندان باهوش آمریکا، پس از وقوع این حادثه به تبعیت از نوسترآداموس، ایران را هم یکى از »محورهاى شرارت« در جهان معرفى کرد و از این طریق بر وحشت و ترس عمیق هیأت حاکمه آمریکا از ایران (پرشیا) صحّه گذاشت.
در این مقاله سعى نگارنده بر آن نیست که بر پیشگوئیهاى نوسترآداموس صحّه بگذارد یا از آن دفاع کند و یا به هر طریق ممکن آن را خزعبلاتى هذیان‏گونه جلوه دهد؛ بلکه حداکثر کوشش نگارنده بر آن است که دیدگاه غرب و تمدن غربى نسبت به پیشگوئیهاى شگفت‏آور نوسترآداموس را مورد بررسى و مداقه قرار داده و این پیشگوئیها را که اغلب درباره ایران یا کشورهاى اسلامى بوده؛ مورد بررسى قرار دهد. البته بایستى در نظر گرفت که بدون شناخت این پیشگوى کبیر نمى‏توان حساسیتهاى انسان غربى نسبت به انسان شرقى را شناخت؛ چرا که اغلب سیاستمداران و متفکران غربى عمیقاً به ستاره‏شناسى، طالع‏بینى و آینده‏نگرى همراه با ادبیات رمزى (
Occult) معتقدند و حتى نظریه‏پرداز معروف هاروارد؛ یعنى ساموئل هانتینگتون نیز تئورى برخورد تمدنها The clash of) (civilizations را از نوسترآداموس به عاریت گرفته است. پیشگویى نوسترآداموس درباره واقعه یازدهم سپتامبر و تأثیر شگرفى که بر نگرش و فرهنگ آمریکایى گذاشت مى‏تواند منجر به تحولى اساسى نسبت به دیدگاه غرب درباره انقلاب اسلامى ایران شود، همانکه نباید به سادگى از کنار آن گذشت.
»... آسمان، در چهل و پنج درجه (مختصات جغرافیایى نیویورک؟!) خواهد سوخت، آتش به شهر جدید (
New City)، نزدیک مى‏شود.1
جالب‏ترین نکته در مورد پیشگوئیهاى نوسترآداموس آن است که وى به ندرت نام کشورى را به صراحت و آشکارا ذکر مى‏کند، حال آنکه در مورد ایران (
Parsia) به صراحت عنوان مى‏کند که ایران، جهان را تسخیر خواهد کرد. ایران از طریق آناتولى، فرانسه و ایتالیا را فتح خواهد کرد و بالاخره ایران باعث وقوع جنگ جهانى سوم خواهد شد.2 بنابراین، در گام نخست بایستى نوسترآداموس را بیشتر و بهتر بشناسیم و راز و رمز تأثیرگذارى وى بر تمدن غربى را از این طریق دریابیم.
میشل دونوسترادام
Michel) (De Nostradame که بیشتر با نام لاتین خود؛ یعنى نوسترآداموس (Nostr Adamus) شناخته شده است؛ در روز چهاردهم دسامبر سال 1503 م. در ناحیه سن رمى فرانسه متولد شد.
خانواده وى از شجره پزشکى یهودى و ایتالیایى الاصل بود. پدر بزرگ وى در شکل‏گیرى و تربیت نوسترآداموس نقش اساسى داشته و آموزه‏هاى اشراقى مکتب کابالیست‏ها را مستقیماً به وى تعلیم داده است. نوسترآداموس در سن 22 سالگى از دانشگاه بسیار معتبر آن روزگار فرانسه؛ یعنى مون‏پلیه در رشته پزشکى فارغ‏التحصیل شد و براى نجات بیماران از بیمارى مرگ سیاه یا طاعون، بلافاصله مشغول به کار شد. شاوینى، پیرو و مفسر معروف نوسترآداموس مى‏نویسد که وى سه سال تمام بر روى نخستین اشعار وحى‏آمیز خود که از آینده و رویدادهاى آن خبر مى‏آورد کارکرد و در سال 1555م. دفترى را - که در بر گیرنده بیش از سیصد پیشگویى شعرگونه بود - به پسرش سزار هدیه کرد. سپس در سالهاى بعد مجموعه کاملى از شعرواره‏هاى نوسترآداموس در 1000 قطعه؛ یعنى 10 سانتورى که هر سانتورى مشتمل بر 100 قطعه بود، را منتشر شد. نوسترآداموس بر خلاف شایعات واهى و عبثى که پیرامون شیطان‏پرستى و خداستیزى به وى نسبت داده‏اند، فردى عمیقاً مؤمن و پاى‏بند به مذهب کاتولیک به بود و در نامه‏اى به پسرش صریحاً متذکر مى‏شود که:
»... و از زمانى که اراده ذات خداوند متعال بر این قرار گرفته که تو فقط در نور طبیعى و در این نقطه زمین به دنیا بیایى... از آنجایى که برایم ممکن نیست نوشته‏اى را به صورت رسمى و کامل برایت به ارث بگذارم؛ چون بر اثر بى‏عدالتى و گذشت زمان نابود خواهد شد...؛ چون که همه چیز تحت اختیار و سلطه قادر متعال و خداوند یکتا قرار دارد.
در واقع او با این عبارات، صریحاً اشاره به عدم اصالت ادبیات رمزى علم اخترشناسى و طالع‏بینى نموده است و همه اراده‏ها را موکول به خواست و اراده خداوند متعال مى‏نماید.

بررسى پیشگوئیهاى نوسترآداموس درباره »جهانى شدن انقلاب اسلامى ایران«
»شاهزاده عرب، مریخ، خورشید، ناهید، شیر، حکومت کلیسا را از طریق دریا از پاى در خواهد آورد، از جانب ایران (پرشیا) بیش از یک میلیون پرهیزگار به بیزانس و مصر، به سوى شمال هجوم خواهند آورد.«3
»از کشور عربى خوشبخت (در منطقه غنى و ثروتمند اعراب) شخصى قدرتمند و مسلط بر شریعت [حضرت] محمد(ص) زاده خواهد شد، اسپانیا را به دردسر انداخته و بر گرانادا (غرناطه) مستولى مى‏شود. از طریق دریا بر مردم نیکوزیا ظفر خواهد یافت.«4
»مرد مشرقى از محل استقرار خویش خارج خواهد شد، براى دیدار فرانسه از کوه آپونین خواهد گذشت، از فراز آسمان، از برف‏ها، دریاها و کوهها گذر خواهد کرد و همگان را با عصایش مضروب خواهد کرد...«5
ادبیات رمزآلود، واژه‏اى است که به بهترین نحو مى‏تواند عمق معانى شعرواره‏هاى نوسترآداموس را بیان کند؛ چرا که طبق نظر اغلب مفسران معروف نوسترآداموس؛ یعنى اریکاچیتهام، گى بوحک و ژان شارل دو فن برون، حداقل وقایع ذیل را مى‏توان بدون هیچ شک و تردیدى از میان شعرواره‏هاى رمز آلود نوسترآداموس بر شمرد:
آتش‏سوزى بزرگ لندن در سال 1666م. اعدام چارلز اول، روى کارآمدن حکومت مذهبى کرامول در انگلستان، وقوع انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه، رویارویى استالین و تروتسکى پس از مرگ لنین، اضمحلال رژیم شوروى، اعدام لویى شانزدهم و مارى آنتوانت، به قدرت رسیدن ناپلئون و انتخاب لقب امپراتور توسط وى، به قدرت رسیدن هیتلر و رژیم نازى، به قدرت رسیدن موسولینى در ایتالیا و ژنرال فرانکو در اسپانیا، ترور کندى، سقوط شاه ایران و وقوع انقلاب اسلامى در ایران، رهبرى امام خمینى(ره) از فرانسه - او دقیقاً عنوان مى‏کند که رهبر ایران از فرانسه باعث سقوط شاه ایران مى‏شود - ، وقوع حادثه یازدهم سپتامبر و آتشى که در برجهاى دوقلوى شهر جدید (نیویورک) ایجاد مى‏شود و بسیارى از حوادث تاریخى دیگر از سالهاى 1555 میلادى به بعد که حدوداً 450 سال را دربر مى‏گیرد.
دو محاصره،
در گرمایى سوزان، انجام مى‏گیرد.
آن مرد،
از فشار تشنگى،
به خاطر دو فنجان مملو از آب،
کشته مى‏شود.
دژ نظامى، مملو مى‏شود،
و یک آرمانگراى کهنسال [امام خمینى (ره)]
نشانه‏هاى نیرا (سرزمین ایران) را
به اهالى ژنو [سازمان ملل متحد]
نشان خواهد داد.«6
رهبر پاریس،
اسپانیاى بزرگ را اشغال مى‏کند،
کشتیهاى جنگى
در برابر مسلمانان [محمدى‏ها] که از پارتیا [ناحیه‏اى در ایران] و مدیا [ناحیه‏اى در ایران] برخاسته‏اند، مى‏ایستند. آن مرد، سیکلاد [اروپا] را تاراج مى‏کند، و آنگاه انتظارى بزرگ در بندر یونان حکمفرما مى‏شود.
در مجموع نوسترآداموس به این موضوع به صراحت اشاره مى‏کند که ایران (پارت، نیرا، پرشیا، مدیا) با کمک مسلمانان سراسر جهان، از جمله کشورهاى عربى و مخصوصاً سوریه، عربستان سعودى و لیبى حکومت مقتدرى را تشکیل مى‏دهند و پس از جنگى مذهبى که هسته آن از لبنان شروع مى‏شود و عمدتاً بر علیه اسرائیل است، جهان را به تسخیر خود درمى‏آورند و سپس جنگى جهانى و عظیم رخ خواهد داد و جهان نابود خواهد شد.7
در هنگامه دمیدن خورشید،
آتش بزرگ، دیده خواهد شد؛
صدا و روشنایى،
در امتداد شمال، ادامه خواهد یافت.
در میانه کره خاک،
مرگ و آواى مرگ، شنیده خواهد شد؛
مرگ از درون سلاحها،
آتش و خشکسالى
آنان را به انتظار خواهند نشاند.
در خاتمه، این سرزمین به واسطه جنگ جهانى سوم نابود و نامسکون خواهد شد.8
سرزمین مسکونى،
از سکنه خالى خواهد شد؛
براى به دست آوردن سرزمینها،
جدال و اختلاف شدیدى درمى‏گیرد؛
قلمروها به مردانى سپرده خواهد شد؛
که از غرور و سربلندى تهى خواهند بود.
سپس، براى برادران بزرگ،
نفاق و مرگ
پیش خواهد آمد.
و از چنین برمى‏آید که ایران، جهان را ابتدا از طریق حمله به ترکیه (و مقدونیه) به تصرف خود درخواهد آورد:
شب در آسمان، مشعلى رو به خاموشى، دیده خواهد شد. در مرکز رن، جنگ و خشکسالى به بار مى‏آید، کمک خیلى دیر مى‏رسد. پرشیا (ایران) حمله آورده و ماگدونیا و در جاى دیگر مى‏گوید: (مقدونیه) را به محاصره درمى‏آورد.9
تو اى فرانسه!
اگر،
از آبهاى لیگوریا گذر کنى؛
خود را،
در میانه دریا و جزایر،
در محاصره خواهى یافت؛
و پیروان محمد،
در برابر تو خواهند ایستاد.
و همچنین
تو، اى دریاى آدریاتیک!
استخوان خران و اسبان را
خواهى جوید.10
و باز مى‏گوید:
آن مرد،
با سلاحها و آتش درخشان،
در نزدیکى دریاى سیاه،
از پرشیا براى تسخیر ترابوزان
خواهد آمد.
فاروس و میتیلن به لرزه در خواهد آمد؛
خورشید،
دریاى آدریاتیک را که مملو از اجساد اعراب است؛
روشن خواهد کرد.11
و سپس نوسترآداموس، عواقب جنگ اتمى و نابودى تدریجى جهان به واسطه جنگ جهانى سوم را شرح مى‏دهد:
»کسوفى در پیش خواهد بود که از زمان آفرینش گیتى تا زمان مرگ و مصائب حضرت مسیح و از آن زمان تا به امروز هرگز رخ نداده است و جهان چنین ظلمتى به خود ندیده است...«12
که در این مورد آیات مربوط به قیامت در سوره قیامت به ذهن انسان تداعى مى‏شود:
فإذا برق البصر و خسف القمر و جمع الشمس و القمر یقول الإنسان یومئذ أین المفرّ.
هنگامى که بینایى خیره مى‏گردد، و ماه فرو مى‏رود، و خورشید و ماه گرد هم آیند، آن روز انسان مى‏گوید: به کجا فرار کنم؟
»مرد والامقامى از تبار عرب به زودى پیش خواهد تاخت. از سوى اهالى بیزانس به او خیانت خواهد شد. از شهر قدیمى رودس به پیشواز او خواهند آمد، از جانب هانگرى [مجارستان] متحمل آزار بسیار خواهد شد.«13
»در حوالى دریاى آدریاتیک بر اثر توفانى عظیم، کشتى غرق مى‏شود و زمین به لرزه درآید و به سوى آسمان پرتاب مى‏شود و دوباره فرو مى‏افتد؛ در مصر جنبش پیروان محمد افزایش مى‏یابد و پیکى به (آن سوى مرزها) فرستاده مى‏شود تا خبر را اعلان کند.«
»... شهرها آلوده و کثیف گشته، باعث اعتراض و شرمسارى زیادى خواهد شد، و تاریکى و جهل فقط با درخشش نور از بین مى‏رود و با تغییراتى حکومت جهل و ظلمت پایان خواهد یافت...«
رهبرى اصلى مشرق زمین با شورشهاى زیادى روبرو خواهد شد، که اکثراً از طرف شمالى‏ها و غربى‏هاى مغلوب شده است، که عده‏اى کشته و برخى مورد آزار قرار گرفته‏اند و بقیه در حال گریزند و فرزندانشان که از زنان متعددى هستند، زندانى شده‏اند.14
م.پ. ادوارد در کتاب خود در باب پیشگوئیهاى نوسترآداموس نقل مى‏کند که سانتورى هشتم، قطعه 6 مربوط به وقوع جنگ جهانى سوم است:
»... جنگ و خونریزى براى مرتبه سوم حتمى است؛ آتش به حدى است که دریاها به جوش مى‏آید و از دولت‏ها فقط دو دولت و از جهان فقط نیمى باقى مى‏ماند...«15
شاهزاده لیبیایى [که نماینده حکومت ایران است] در غرب به قدرت خواهد رسید، یک فرانسوى از اعراب به شدت مکدر خواهد شد، دانشمند ادیب [ادبا] خود را با اوضاع وفق خواهند داد، زبان عرب بر فرانسه پیشى مى‏گیرد...«16
در نزدیکى سوربن جهت حمله به مجارستان
قهرمانى از اهالى برودها [سیاه‏پوستان] به آنان هشدار خواهد داد.
رهبر بیزانس، سالون از اسلاوینا،
آنان را به شریعت محمد[(ص)] در خواهد آورد.
همچنین نوسترآداموس در چنین مى‏سراید که:
»امپراتورى مقدس به آلمان خواهد آمد؛
پیروان اسماعیل جایگاه بى‏مانع خواهند یافت.
آدمهاى نادان همچنان خواستار کارمانى [شریعت کهنه] هستند. تمامى حمایت کنندگان [محمد»ص«] سراسر گیتى را خواهند پوشاند.«17
بنابراین، نوسترآداموس در اغلب سانتورى‏ها از جمله سانتورى 5 نسبت به فتح جهان به وسیله شریعت حضرت محمد(ص) به غرب و تمدن غربى هشدار مى‏دهد و به جهانیان اعلام مى‏کند که روزى مسلمانان به رهبرى ایران و تمدن ایرانى بر جهان مسلط خواهند شد که این بى‏شک در پیوند با گسترش و جهانى شدن انقلاب اسلامى ایران
است

نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


وبلاگ مهدی

چهارشنبه 86 فروردین 29 ساعت 5:52 عصر

به وبلاگ مهدی (حضرت مهدی)313(یاران امام زمان) خوش آمدید

((   بیشتر مطالب را در قسمت آرشیو ببینید  ))


نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


خصوصی

چهارشنبه 86 فروردین 29 ساعت 5:44 عصر

 در این بخش به سوالات بهضی از کسانی که نظر داده اند داده می شود و یا صحبتی با دوستان می شود

*

سلام آقای مدرسی ممنون که از وبلاگ من دیدن کردید     (معلم علوم)

*

سلام آقای بی نام ممنون ! که در قسمت نظرات نظرت را نوشتی  (دعایتان زیبا بود)


نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


تکلیف عاشقان

سه شنبه 86 فروردین 28 ساعت 5:51 عصر

از جمله تکالیف مردمان در غیبت امام زمان، عجل‏الله‏تعالى‏فرجه، دعا کردن است که خداى تعالى تو را از جمله دوستان و شیعیان و ملتزمان رکاب آن حضرت، ارواحنافداه، در زمان رجعت و ظهور قرار بدهد، چنان که در دعاى عهد بعد از نماز صبح بر آن تاکید گردیده است.

و باید در این دعا صادق باشى نه کاذب، و به مجرد زبان و عبارت‏پردازى نباشد و همانند کسانى نباشى که سید بن طاووس، رحمة‏الله‏علیه، درباره آنان مى‏گوید: «من به برخى از مدعیان عشق و محبت والاى امام عصر، علیه‏السلام، گفتم: اگر روزى هزار اشرفى مستمرى داشته باشى و بگویند امام زمانت قرار است ظاهر شود و این پول از تو خواهد شد; در این صورت تو خواستار چه خواهى بود؟ امام زمانت ظاهر شود یا مستمرى‏ات ادامه یابد؟»اگر احساس مى‏کنى آن اخلاص و اعتقاد و محبت لازم را ندارى که از عاشقان راستین مولایت‏باشى و ظهور امام خویش را در هر حال واقعا از خداوند متعال با تمام وجود درخواست کنى، حتى اگر به زیانت نیز تمام شود، باز هم نباید مایوس شوى و ترک این آداب و اعمال نمایى و از دعاى ظهور و فرج مولایت غفلت ورزى.

بلکه باید همواره از خداى تعالى مسئلت کنى که تو را در زمره آنان قرار دهد که در برابر مولاى خویش صاحب رضا و تسلیم‏اند.

آرى حتى اگر فقط به زبان نیز بتوانى در مقام دعا و ثنا و اظهار بندگى و چاکرى برآیى - که در دل دوست‏به صد حیله رهى باید کرد - شاید نورانیت این کلمات و توسلات برایت رهى بگشاید و روزنه‏اى به سوى دوست‏باز نماید و تو را کم کم به کویش کشاند. ان‏شاءالله

با استفاده از کتاب: پیوند معنوى با ساحت قدس مهدوى، على‏اکبر صدرالاسلام همدانى.

تکلیف عاشقان


از دیگر مواردى که به عنوان تکلیف (عاطفى و اخلاقى) منتظران و دوستداران امام عصر، علیه‏السلام، در زمان غیبت،برآن تاکید گردیده است صدقه دادن براى حفظ و سلامتى آن وجود مقدس و مبارک است.

انگیزه انسان در صدقه دادن براى خود و عزیزانش، بى تردید از محبت و دوستى او نسبت‏به آنان سرچشمه مى‏گیردو هرچه این دوستى بیشتر باشد، اعمال عاطفى او نسبت‏به آن عزیز از جمله صدقه دادن نیز، فزونتر خواهد بود.

اکنون تو خود بیندیش در این زمان چه کس براى ما عزیزتر است؟ جز مولا و سرورمان، امام عصر، حضرت صاحب‏زمان؟

از رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله روایت‏شده که فرمود:

«ایمان نیاورده احدى از شما تا آن گاه که من و اهل بیتم نزد او از جان و فرزند وى و تمامى مردم محبوتر باشم‏».

و چگونه چنین نباشد و حال آن که همه نعمتهاى ظاهرى و باطنى مانند اصل وجود من و تو، زندگى، دین، عقل، صحت‏و عافیت و دیگر نعمتها همه از پرتو وجود مقدس امام زمان و عنایت اوست. وجود عزیزان و نزدیکان من و تو نیز که براى‏سلامتى آنان صدقه مى‏دهیم، آن هم به برکت وجود مقدس آن یگانه عزیز دوران است.

پس هم ایمان آدمى اقتضا مى‏کند و هم محبت او که به یاد مولا و امام زمانش صدقه دهد; حتى بر آنان هم که براى خودو عزیزانشان صدقه مى‏دهند سزاوار است که ابتدا براى آن حضرت صدقه دهند; زیرا وجود و سلامتى آنان نیز از عنایت‏آن عزیز و به طفیل وجود و سلامتى حضرتش تامین مى‏گردد.

و اما حال آنان که همواره آتش محبت و عشق نسبت‏به مولایشان در دل شعله ور دارند و جز آن وجود مقدس کسى‏را لایق هستى و سزاوار عافیت و تندرستى نمى‏دانند، به خوبى روشن است. انگیزه آنان نه ثواب صدقه است، و نه حتى‏حفظ عزیزان خویش در پرتو سلامتى مولایشان; بل فقط و فقط براى او صدقه مى‏دهند و بس; و تو تردید مکن که عنایت وگوشه چشمى از آن سرور کائنات، هماره به سوى اینان و عزیزانشان سرازیر است.


نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


ختم قرآن

سه شنبه 86 فروردین 28 ساعت 5:32 عصر

برای ختم قرآن برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج)  کافی است یکی از  جز  را انتخاب کرده و در

قسمت نظرات پایین همین نوشته نام خود و  جز مورد نظر را نوشته و موافقت خود را برای خواندن آن  جز

بنویسید  (توجه : قبل از انتخاب جز به قسمت نظرات نگاه کنید و اگر مثلا 22 نظر بود شما  جز 23 را انتخاب کنید)

حتما به ترتیب انتخاب کنید (نفر اول  جز اول نفر دوم  جز دوم و ... به همین ترتیب )       (التماس دعا)

 این ختم قرآن را در روز 6 اردیبهشت (ولادت امام حسن عسگری) انجام می دهیم   

جز1

 جز 2

 جز 3

جز 4

 جز 5

 جز 6

 جز 7

جز 8

 جز 9

 جز 10

 جز 11

 جز 12

 جز 13

 جز14

 جز 15

 جز 16

 جز 17

 جز 18

 جز 19

جز 20

جز 21

جز 22

جز 23

جز 24

جز 25

جز 26

جز 27    

جز 28

جز 29

جز 30


نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


ختم قرآن

سه شنبه 86 فروردین 28 ساعت 5:10 عصر

 ختم قرآن برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان  (عج)

 برای اطلاعات بیشتر به قسمت آرشیو مراجعه کنید


نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


آگاهی از شرایط انتظار زمینه ظهور را فراهم می کند
خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: آنچه در دنیای امروز بیش از هر چیز ذهن سعادت طلبان را مشغول کرده، ظهور یک منجی است تا عدالت را در جهان حاکم و ظلم را برچیند، در جوامع اسلامی این انتظار برای ظهور منجی عالم بشریت امام زمان(عج) است که باید با آگاهی از شرایط انتظار، زمینه ظهور و گسترش عدل در جهان را فراهم کرد. خودسازی، بصیرت دینی، تقوی و آراستگی به دیگر فضایل اخلاقی از جمله شرایط عنوان شده برای یک منتظر واقعی است .

به گزارش خبرگزاری مهر، فلسفه انتظار، دمیدن روح امیدوارى و پایدارى است. انتظار و عقیده به ظهور مصلح، شیعه را در جریان زمان براى مقاومت پرورش داد و جامعه شیعه را از زوال نگاه داشت و تا امروز، این عقیده عامل بقاى شیعه و پایدارى اوست.

شیعیانى که با وضعیت اسفبار حکومت بنى امیه و بنى عباس روبه رو شده بودند، اگر منتظر و آینده بین نبودند و اعتقاد به پیروزى حق و عدالت نداشتند، هرگز توان مقاومت نداشته و از دگرگون شدن اوضاع نا امید شده، ریشه هر حرکت و پایدارى در آنها خشک مى شد.

اما قرآن کریم بشارت داده و پیامبر اکرم (ص) و حضرت على (ع) نیز وعده داده اند که این دین، پایدار مى ماند و همیشه حق پیروز است. پس از رحلت رسول خدا(ص) تا به امروز، ریشه همه حرکت ها ونهضت هاى شیعه علیه باطل، همین فلسفه انتظار و عقیده به ادامه مبارزه حق و باطل بوده است. این همان فلسفه اى است که در ادیان گذشته نیز مایه امیدوارى پیروان آنها و مشوق آنان به پایدارى بوده است پس فلسفه انتظار، مانند یک عامل و ماده حیاتى مهم در تمام ادیان آسمانى وجود داشته و رمز بقا و موجودیت آنان بوده است و اکنون  نیز از عوامل بقاى جامعه مسلمانان است .

منتظران حقیقى

در روایات، استقامت در دین، پارسایى و تخلق به مکارم اخلاق از ویژگى هاى منتظران حقیقى شمرده شده است. پیامبر گرامى اسلام (ص) در تجلیل از مقام شامخ منتظران حقیقى خطاب به صحابه فرمود: شما اصحاب من هستید، لیکن برادران من مردمى هستند که در آخرالزمان مى آیند.

وظایف شیعیان و یاوران امام زمان(عج) در دوران غیبت

در دوران غیبت امام عصر (عج)، منتظران واقعی آن امام بزرگوار وظایفی را بر عهده دارند که می بایست با آگاهی کامل از آنها ، فعالیتهای لازم را داشته ، زمینه ظهور منجی عالم بشریت را فراهم آورند . 

یاد امام زمان، دعوت برای شناخت امام زمان، دعا برای سلامتی ، دعا برای تعجیل ظهور آن حضرت، ندبه بر امام زمان، زیارت امام زمان، خودسازی و ایجاد شرایط لازم برای ظهور آن حضرت از جمله وظایفی است که برای منتظران واقعی امام زمان (عج) مطرح شده است :

یاد امام  

وظیفه یک شیعه و یک عاشق دلسوخته قبل از هر چیز یاد امام زمان است، یاد امام نه تنها یک وظیفه است بلکه آرام بخش و نشاط آور، سازنده و تربیت کننده،  اصلاح گر وشور آفرین و وسیله تقرب به خدا و توشه لحظه پر وحشت مرگ است .

دعا برای شناخت امام

معرفت و شناخت امام زمان ، امری حتمی و ضروری است ، بنابراین یکی از وظایف مسلم انسان این است که امام زمان خود را بشناسد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نورزد .
از جمله اقداماتی که در این راستا می توان داشت دعا برای شناخت امام از حضرت حق تعالی است، در واقع می بایست از خدا استعانت بجوید و بخواهد که معرفت امام را برای او میسرو مقدور کند .

دعا برای سلامت امام

یکی ازوظایف دوستان و منتظران امام زمان  این است که برای سلامت و صیانت حضرت از خطرات و بلایایی که جان امام را تهدید می کند ، با هر زبانی که به آن مسلط هستند، دعا کنند.

دعا برای تعجیل در ظهور امام

یکی از وظایف مسلم شیعیان در زمان غیبت امام زمان ، دعا برای قرب ظهور و درخواست تعجیل در قیام آن حضرت است . شیعه راستین و دلباخته امام زمان کسی است که در هر صبح و شام و با هر نماز دست حاجت به پیشگاه خدای مهرمان دراز کرده و از او ظهور مولایش را  می طلبد .

کسی که شیفته واقعی امام زمان است در دعا برای ظهور مولایش اسیر الفاظ و گرفتار عبارت پردازی نیست ، بلکه از عمق جان دعا می کند و با تمام وجود گمشده اش را می طلبد ، تنها زبانش سخن نمی گوید ، بلکه قلبش در هجران یار می سوزد ، دلش در فراق محبوب مضطرب است و دیدگانش در انتظار دیدار اشکبار است . گردش زبانش در گام ، همچون اشکهای غلطانش برگونه ، نشانه محبت درونی و علاقه قلبی او به مولا و محبوب اش است .

ندبه بر امام

ندبه بر حضرت مهدی اظهار شوق به لقای او ، گریه و ابراز نگرانی از مفارقت ومحروم بودن از فیض حضور او ، دعا برای تعجیل فرج وظهور او، ذکر مناقب وفضایل و اقدامات و برنامه های انقلابی و اصلاحی آن وجود مبارک و اظهار تأسف از اوضاع ناهنجار و روی کار بودن حکومتهای باطل ومستبد و روشهای بیدادگرانه ، سنت حسنه ای است که همواره شیعه بر آن مداومت داشته و آنرا شعار خود قرار داده و تا ظهور دولت حق و تأسیس حکومت جهانی اسلام ،  آزادی و نجات تمام انسانها ، این شعار برقرار بوده و روشنگر خواسته های ارزنده و با ارج و هدفهای مترقی و نجات بخش ‌اسلام‌ است .

زیارت امام

از جمله وظایف دوستان امام عصر (عج) این است که در هر روز بویژه در روز جمعه به زیارت امام بپردازند و یکی از زیارتنامه هایی که برای آن حضرت در کتب دعا معرفی شده را بخوانند.

توسل به امام

همانگونه که هر عبدی اگر مبتلا به مشکلی شود به مولای خود پناه می برد و رفع شدائد و مشکلات را از او می طلبد ، بویژه اگر آن مولا توان رفع مشکل راداشته باشد ، شیعه نیز باید در همه حالات بویژه درهنگام شداید وتهاجم دشمن ، به امام زمان (عج)  متوسل شود و رفع مشکل را از مولای خود بخواهد .

‌‌خودسازی

شیعه درطول غیبت کبری به انتظار نشسته که چه زمانی یوسف گم گشته باز آید و غم هجران یعقوبی آنها به سرور وصال مبدل شود و عزت از دست رفته باز گردد . همه امید شیعه این است که روزی در زیر پرچم امام عصر به جهاد علیه دشمنان خدا و دین پرداخته و از جمله یاران امام و شهداء در رکاب حضرت باشد . می دانیم که این مقامات با آلودگی و پلیدی سازگار نیست و از سوی دیگر چون آمدن امام زمان دقیقی ندارد ، پس شیعه منتظر باید در تمام ابعاد زندگی خودسازی کند، هم در بعد عقیده و هم در بعد نفسانیات ، اخلاق و عمل ، چرا که نه شخص فاسد العقیده در حریم امام راه دارد و نه شخص فاسد الاخلاق و نه انسان آلوده به گناه .

ایجاد زمینه برای آمدن امام

منظور از ایجاد زمینه تنها آمادگی شخصی نیست که هر فردی موظف باشد خود را در بعد عقیدتی، اخلاقی و عملی آماده سازد ، بلکه مقصود آن است که افراد صالح و ذی نفوذ ، مانند مراجع تقلید ودانشمندان ، خطیبان و صاحبان قلم ، دست به یک اقدام اصلاحی در جامعه بزنند ومردم را با تبلیغات از خطر دشمنان آگاه کرده و به آثار وجودی امام زمان و بیان زندگی سعادتمندانه وشرافتمندانه در عصر ظهور توجه دهند و آنها را مهیا و آماده سازند . 

انتظار فرج آن حضرت 

از دیگر وظایف شیعه انتظار ظهور و فرج آن حضرت است . در این مورد  روایات بسیاری وارد شده است .

اظهار حزن، ذکر فضایل و مناقب، اظهار علاقه، شرکت در جلسات مربوط به آن حضرت، رعایت حقوق امام و رعایت حقوق برادران دینی از دیگر وظایف منتظران در عصر غیبت است .


نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


تعداد یاران امام مهدی عیله السلام

شنبه 86 فروردین 18 ساعت 5:35 عصر

تعداد یاران امام مهدی عیله السلام

 

 

بنابر روایات بسیار، تعداد یاران حضرت مهدی(عج)، هم تعداد با لشکر پیامبر اکرم(ص) در

 

جنگ بدر 313 نفر است.

 

چنانچه امام صادق(ع) فرمود: 313 نفر اصحاب مهدی در آخرالزمان به تعداد اهل بدر در

 

یک ساعت جمع می شوند...(ینابیع المودة، ص509)

 

و در برخی روایات تعداد یاران ده هزار نفر یاد شده است و تا آنان گرد نیایند قیام صورت نمی گیرد.(غیبة نعمانی، ص307)
و در بعضی از نقل ها کمتر و در برخی فزون تر از این یاد شده، چنانچه در حدیثی از امام

 

علی(ع) آمده است که: مهدی در میان دوازده تا پانزده هزار یاور قیام خواهد کرد.(الملاحم

 

والفتن، سیدبن طاوس، ص65) و در برخی احادیث به توده های انبوهی اشاره شده که از نقاط گوناگون جهان به کمک امام می شتابند. (بحارالانوار، ج60، ص316)


آمارهای ذکر شده با یکدیگر تعارض ندارند، بلکه در کنار هم معنا می شوندو در مجموع

 

نشانگر سیر تکاملی یاران می باشد، چرا که 313 نفر نخستین یارانی هستند که به

 

همراهی حضرت می شتابند و با گرد آمدن این گروه دعوت عمومی آغاز می شود و پس

 

از انتشار خبر به دیگر محرمان و مقربان ده یا دوازده هزار نفر که سپاهیان حضرت را

 

تشکیل می دهند به سرعت به امام می پیوندند، و با اجتماع آنان پاکسازی حجاز آغاز

 

شده و در ادامه نهضت جهانی توده های فراوانی از مردم سراسر جهان به حضرت ملحق خواهند شد.(چشم به راه مهدی، ص366)

 

احتمال می رود 313 نفر ، یاران خاص و فرماندهان اصلی لشکریان امام باشند، که

 

هسته اصلی نیروها را به عهده دارند و پس از پیروزی، برای ارشاد و کارگزاری به سرزمین

 

های دور و نزدیک فرستاده می شوند، که از این گروه به "نقباء" و "ذخرالله" تعبیر شده است.(فرهنگ مهدویت، ص779)

و به گونه ای دیگر می توان گفت که یاران حضرت مهدی ارواحنا فداه به دو دسته کلی تقسیم می شوند:

الف) یاران درجه یک که تعداد آن ها 313 نفر است که در واقع فرماندهان و سران لشکر

 

هستند، و آنان کسانی هستند که حداقل شرط در آن ها این است که کمال ایمان را

 

داشته باشند یعنی کمال ایمان که همان تشیع باشد را باید دارا باشند چرا که این ها از برگزیدگان و افراد والا هستند.

ب) یاران در مراتب بعدی که رده های بعدی یاری حضرت هستند که در میان این افراد

 

کسانی که از ادیان دیگر از جمله مسیحیت یا مذاهب اهل سنت که به حضرت ایمان

 

آورده و در جرگه شیعیان وارد شده باشند وجود دارند.(بالاخره ایمان کامل یا شیعه بودن

 

شرط با حضرت بودن است زیرا زمان ظهور حضرت حجت ارواحنافداه دیگر زمان سازش

 

نیست چون همه پرده ها کنار می رود و هر که طالب واقعی حق است – از هر مذهبی – با دیدن حقانیت تشیع قطعاً شیعه می شود.

امام مهدی ارواحنافداه با 313 یار خاص و 10هزار نفر که به فرموده امام صادق علیه السلام "حلقه" نامیده می شوند حرکت خود را از مکه آغاز می کنند.


نوشته شده توسط : رامین

نظرات دیگران [ نظر]


<      1   2   3      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

مهدی
[عناوین آرشیوشده]